پرلز در نظریه گشتالتی شخصیت، بیشتر بر آگاهی و رابطه ها با خود و دیگران تاکید میکند.
در این نظریه به رابطه افراد با دیگران و اشیایی توجه شده که تاثیری بیواسطه بر وی دارند مانند مرزهای افراد، محیط
و عمق تماس خود با خودش و دیگران، آگاهی فرد از خود و محیط اطراف از طریق حواس، احساسات ناخوشایند و
هیجانات.
در این نظریه، تماس با خود و دیگران و آگاهی از خود و دیگران در زمان حال، مهمتر است تا گذشته و آینده.
هیچ چیز وجود ندارد مگر اینجا و اکنون. اکنون، حاضر بوده و در میان میدان روانی فرد قرار دارد.